نقد « تحریف مدرن» اندیشه و سلوک امام خمینی (۱۰)

د. شاپور بختیار و همکاری با صدام حسین

شاپور بختیار در مصاحبه با تلویزیون کانال ۲ فرانسه، به سفر های پنجگانه اش به بغداد اعتراف می کند. این سفر ها از زاویه آمادگی صدام برای حمله به ایران قابل توجه است. گفتگوی شاپور بختیار با کانال کانال دو تلویزیون فرانسه در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۰ ( ۴ مهرماه ۱۳۵۹) یعنی در پنجمین روز جنگ انجام شده است. سفر بختیار به بغداد قبل از حمله ارتش عراق به ایران بوده است. به نظر می رسد در زمان حمله عراق بختیار در بغداد بوده است. با توجه به رؤیایی که صدام داشت که جنگ شش روزه یا هفت روزه خواهد بود. گویی قرار بوده است در همان روز ششم یا هفتم صدام دست بختیار را بگیرد و به تهران بیاورد! چنان که صدام در مصاحبه اش در روز دوم جنگ به خبرنگاری گفت: پاسخ شما را هفته اینده در تهران می دهم. به مصاحبه دقت کنید:

« مجری: با بی صبری و کنجکاوی بسیار، منتظر عکس العمل ایرانی ای که دو سال در فرانسه تبعید است، اما از قدیم روابط خوبی با رژیم عراق دارد، هستیم، این مرد آقای شاپور بختیار است که سکوت خود را برای تلویزیون «کانال دو» بطور اختصاصی می شکند و به آقایان برنارد بن یمین و پل نائون اهداف واقعی حکومت عراق را می گوید:
دکتر بختیار: فکر می‌کنم که کار اصلی ریشه کن کردن خمینی است، بعد امکان به توافق رسیدن است. برای من، خیلی واضح است که قرارداد ۱۹۷۵ همچنان برقرار است و یک متر مربع از ایران را هم به کسی نمی‌دهیم.
مجری: آقای بختیار، شما حاضرید امروز یک حکومت ایرانی در تبعید را تشکیل بدهید که توسط عراقی ها به رسمیت شناخته شود؟
دکتر بختیار: اگر تنها توسط عراقی‌ها باشد، نه آقا.
مجری: پس توسط چه کسی؟
دکتر بختیار: یک حداقل اجماع بین المللی باید باشد، نمی گویم همه کشورها، ولی تعداد زیادی از کشورها باید به رسمیت بشناسند، بخصوص کشورهای همسایه و اروپائی، اگر مغازله با آقای خمینی را که در طول یک سال اخیر انجام دادند، قطع کنند.
 مجری: در هر صورت، تشکیل حکومت ایرانی در تبعید قصد شما است؟
دکتر بختیار: قصد من هست اما در فرانسه این کار را نخواهم کرد.
مجری: شما جدیدا عراق بودید؟
دکتر بختیار: من در یک سال اخیر،  ۵ بار عراق بودم
مجری: در این چند روز اخیر؟
دکتر بختیار: در روزهای اخیر، نه، من بغداد نبودم، جای دیگر بودم! بله، جای دیگر بودم، این‌را می‌توانم مانند رازی نگاه دارم، واقعآ عراق نبودم!
مجری: کاردار ایران می گوید که شما ارتشی دارید که علیه ایرانی‌ها در کنار عراقی‌ها عمل خواهد کرد، صحت دارد؟
دکتر بختیار: ببینید، روزی که به ایران بروم ارتش ایرانی‌ای که با من مخالفت بکند، وجود نخواهد داشت. برای اینکه من کاری علیه ارتش ایران نکرده‌ام، دقیقا این خمینی است که با تمام خرابکاری‌هایش طی یک‌سال اخیر ارتش را ریشه کن و متلاشی کرده است. هر روز می‌بینید که ژنرال‌ها و تکنیسین‌های ارتش را بدون کوچکترین محاکمه‌ای می کشد.
مجری: ارتشی که در کنار شما باشند، دارید؟
دکتر بختیار: فکر می کنم که اگر آزاد بودند، ۹ تا از ۱۰ تای آنها در کنار من می‌بودند، نه فقط بخاطر همدلی با من، بلکه این خمینی است که آنها را می کشد، از ایران بیرون می‌کند یا در زندان می‌اندازد. در نتیجه، دلایل محکمی دارم که بگویم این افراد نظر خیلی خوبی نسبت به آقای خمینی ندارند.
 مجری: آقای بختیار، آیا زمان بازگشت شما به ایران نزدیک است؟
 دکتر بختیار: در هر صورت بنظرم، پایان خمینی نزدیک است.» (۱)

بختیار که از روز پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ در تهران پنهانی زندگی می کرد. به اعتراف خودش در کتاب یکرنگی، تا شش ماه در تهران در انزوا بوده و زندگی مخفی داشته است. (۲)
یعنی تا مرداد ماه سال ۱۳۵۸ در تهران بوده است. در مرداد ماه با طراحی سازمان موساد، با گذرنامه فرانسوی و به عنوان یک فرانسوی با ریش پرفسوری و عینک دودی با هواپیمای ارفرانس از مهرآباد به پاریس پرواز کرد. جواد خادم وزیر آبادانی و مسکن بختیار- که البته در دولت ۳۷ روزه بختیار یک روز هم به وزارت ابادانی و مسکن نرفت و تمام مدت در ساختمان نخست وزیری به عنوان مشاور معتمد بختیار به سیاست می پرداخت.- جواد خادم در مقاله ای در سایت بی بی سی فارسی به جزئیات چکونکی طراحی فرار بختیار توسط موساد اشاره کرده است.(۳)
می توان حدس زد که همکاری بختیار با صدام از اواخر تابستان ۱۳۵۸ اغاز شده است. حسن العلوی رابط صدام با بختیار و غلامعلی اویسی در شهریور ماه ۱۳۵۸ با بختیار دیدار کرده است. همکاری بختیار را می توان در دو بخش تبیین کرد.
یکم: همکاری در سازماندهی کودتای نوژه
دوم: هماکاری در دوران هشت ساله جنگ
وقتی کودتای نوژه افشا و سرکوب شد و عوامل اصلی کودتا، از جمله سپهبد مهدیون فرمانده کودتا( فرمانده سابق نیروی هوایی ) و سرتیپ محققی فرمانده نظامی کودتا اعدام شدند. حمله ارتش عراق ۷۵ روز بعد اتفاق افتاد. اسناد کودتا، به روشنی نشان می دهد که برنامه ریزی دراز مدتی صورت گرفته است. حتی گفته می شود که کودتا به لحاظ سازماندهی از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دفیق تر و سنجیده تر بوده است. کودتایی در حد کودتای سوکارنو در اندونزی و یا پینوشه در شیلی طراحی شده بوده است.
البه لازم به ذکر است که امریکا توسط ژنرال هایزر در دومرحله طرح کودتا در ایران داشته است.
یکم: کودتا قبل از پیروزی انقلاب. . ژنرال هایزر در دوران اقامت خود در تهران، و جلسات روزانه با فرماندهان نظامی و رئیس ساواک و ژنرال طوفانیان، در تدارک کودتا توسط ارتش بود. منتها به این نتیجه رسید که ارتش توانایی نظری و برنامه ریزی و انگیزه و اراده لازم را برای کودتا ندارد. به عنوان نمونه بسیار کوشید که ارتش بتواند، شرکت نفت و نیروگاه ها را در شرایط اضطراری اداره کند. نتیجه منفی بود. کودتای دوم ایده اش پس از پیروزی انقلاب توسط برژینسکی مطرح شده است. در ست در همان روز پیروزی انقلاب برژینسکی طرح کودتا را با هایزر مطرح کرده است:
« یکشنبه ۱۱ فـوریه ۱۹۷۹ ( ۲۲بهمن ۱۳۵۷)… ژنرال ال. هیـگ صـبح بـه مـن تلفـن زد و گفت که می خواهـد نزد من بیایـد و برنـامه بازنشسـتگی خود را بـا من صـحبت کنـد. به افسـر اجرائی کلنـل گری اسپنسـر آمـاده باشـی دادم تا دفترم را باز کرده و آن را آماده ملاقات نماید. در فرودگاه ژنرال هیگ را اسـتقبال کردم. سـپس با او به دفترم رفتیم. سـی دقیقه بعد در زده شد. کلنل اسپنسر آمد و گفت که معاون وزیر دفاع آقاي دونکن می خواهد از طریق تلفن رمز با من صـحبت کند... وقتی صـحبت را شـروع کردم گفتم که ژنرال هیـگ نیز پشت خـط است. ژنرال دیویـد جونز رئیس سـتاد مشترك گفت که آن طرف خـط، خودش، معاون وزیر، دونکن و دکتر برژینسـکی قرار دارند. سـپس دونکن صـحبت را آغاز کرد و از من پرسید آیا از اوضاع و تحولات سریع تهران باخبر شده ام؟ گفتم بله. سـئوال دیگر پرسش بسیار سنگینی بود. پرسید آیا مایلم براي ترتیب یک کودتاي نظامی به تهران برگردم؟ به او یادآوري کردم که بارها گفته بودم اگر فرماندهی عالی ارتش ایران از بین برود تمام سیسـتم ارتش کشور سـقوط خواهـد کرد. سـپس گفتم وضـعیت فعلی ایران را بـا توجه به اینکه افراد ارشـد ارتش در زنـدان هسـتند حـتی بسـیار وخیم تر می دانم. به این جهت اجرا کردن برنامه اي که آنچنان تـدوین شده که حتی وقتی هم آنجا بوده ام عملی نبوده، اکنون میسـر نیست... تنها مقامی که در کاخ سـفید به طرح کودتا علاقمند بنظر می رسـید برژینسـکی بود... گفتم تحت شرایط زیر می توانم برگردم. به مقدار نامحدود نیاز به پول خواهد بود، بایـد حدود۱۰ تا ۱۲ ژنرال آمریکـائی را بـا خود بـبرم.۱۰۰۰۰ نفر از بهـترین سـربازان آمریکـائی را لاـزم دارم. زیرا در این کودتا نمی دانسـتم روي چه مقـدار از سـربازان ایرانی می توانم حسـاب کنم. و بالاخره نیاز به حمایت همه جانبه و متحـد کشورم دارم. از جمله حمایت روحی. به علاوه دیگر نمی توانم در نقش مشاوره اي عمل کنم.
مکثی طولانی بوجود آمـد و لـذا خودم پاسخ را به آنها دادم. گفتم فکر نمی کنم آنها آماده چنین کاري باشـند. هم چنین فکر نمی کنم که مردم آمریکا از این کار حمایت کنند. بنابراین پاسخ معلوم است. عملی نیست. (۴)
کودتای نوژه با حضور بختیار و ژنرال های شاه مثل غلامعلی اویسی موقعی در دستور کار قرار می گیرد، که طرح استفاده از رژیم عراق نیز مطرح می شود. برنامه ریزی برای جنگی علیه انقلاب و نابود کردن ذخایر نظامی ایران، سرنگون کردن انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران در دستور آمریکا بود.
وقتی بختیار به سفر های پنجگانه خود به بغداد اشاره می کند. بدیهی است این سفر ها در طول یک سیر زمانی نُه تا ده ماهه اتفاق افتاده است. یعنی می تواند از شهریور ماه سال ۱۳۵۸تا تیرماه سال ۱۳۵۹ زمان کودتای نوژه را در بر بگیرد. در واقع صدام جنگ خود علیه ایران و جمهوری اسلامی را در گام اول با سازماندهی کودتا و تامین مالی بختیار و سازماندهی گروه های مختلفی که قرار بود در سازمان سیاسی نقاب و سازنان نظامی کودتا به هم بپیوندند، آغاز کرده بود.

پی نوشت:
********
(۱) https://www.youtube.com/watch?v=fhWDbmZBS6o
(۳) شاپور بختیار، یکرنگی، ترجمه مهشید امیر شاهی، ص ۱۳۴

(۳) پرواز 'مرغ طوفان'؛ جزئیاتی از ماجرای خروج بختیار از ایران، جواد خادم ، وزیر مسکن و شهرسازی در کابینه شاپور بختیار
۱۸ تیر ۱۳۹۴ - ۹ ژوئیه ۲۰۱۵
(۴) ژنرال هایزر، مأموریت مخفی هایزر در تهران، ترجمه محمدحسین عادلی، انتشارات رسا،۱۳۶۶، ص ۴۴۵تا ۴۵۳

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)