نقد « تحریف مدرن» اندیشه و سلوک امام خمینی (۱۵)

فضا سازی تبلیغاتی:

وقتی کشوری یا دولتی در صدد سازماندهی جنگی علیه کشور و ملتی دیگر است، نیاز دارد، فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی وروانی- تبلیغاتی مناسب و مؤثر در افکار عمومی ملت خود و نیز ملت های منطقه ایجاد و یا آماده کند. طبیعتاً ایران چون نمی خواست و نمی توانست در صدد تحمیل جنگ بر کشوری دیگر باشد. هنوز دوران استقرار انقلاب و نظام را می گذرانید. چند استان با آشوب و مبارزات مسلحانه جدایی طلبانه، مثل کردستان و آذربایجان غربی رویارو بودند. تجزیه طلبان بر برخی شهر ها مسلط شده بودند. به عنوان نمونه آزاد کردن شهر پاوه از دست تجزیه طلبان حزب دموکرات و کومله تبدیل به یک حماسه شده بود. نبرد پاوه از ۲۳ تا ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۵۸ به طول انجامید. بعید به نظر می رسد که ارتش عراق این واقعه و یا موقعیت آشوب زده کردستان را زیر نظر نداشته باشد. وقتی در شهریور ماه همان سال ۱۳۵۸صدام حسین در هاوانا به صلاح عمر العلی می گوید: « موقعیت طلایی برای حمله به ایران فراهم شده است که ممکن است هر صد سال یک بار چنین موقعیتی دست دهد.» او می دانست که دولت جدید و انقلابی ایران با چه عدم استقرار و مشکلات بلکه بحران امنیت ملی رویاروست.
نیروهای مسلح حزب دموکرات و کومله تمام شهرپاوه را تصرف کرده بودند، فقط پادگان سپاه پاسداران و پاسگاه ژاندارمری مقاومت می کردند. مهاجمان و تجزیه طلبان چند هزار نفر بودند و مدافعان چند صد نفر. هوانیروز به فرماندهی خلبان شهید کشوری محاصره پاوه را شکستند و شهر را آزاد کردند.
.افزون بر آن به دلیل اختلاف نظر های تند که بین اعضای شورای انقلاب پیش آمده بود و این اختلاف نظر ها از زمان تأسیس مجلس به تقابل بین مجلس و رئیس جمهور انجامیده بود. ارتش و سپاه هم هنوز قرار و استقرارلازم را پیدا نکرده بودند. کودتای نوژه در تیرماه ۱۳۵۹در واقع مثل یک شوک به نیروی هوایی ایران وارد شده بود. این کودتا با هزینه عراق و کشورهای عربی منطقه به رهبری سیاسی شاپور بختیار در پاریس و فرماندهی سپهبد مهدیون در تهران مدیریت شده بود. ایران با چنین دشواری هایی نمی توانست برای فضا سازی تبلیغاتی- روانی جنگ طلبانه در کشور و یا منطقه اقدام کند. کاملا برعکس این اقدام توسط دولت عراق صورت گرفته بود.
حتی عبدالله النفیسی که دشمن ایران و شیعه و طرفدار تجزیه ایران است. و ایران را بدتر از اسرائیل می داند! در کتاب « ایران و الخلیج، دیالکتیک الدمج ر النبذ» انقلاب اسلامی ایران را در سه دوره تقسیم بندی کرده است:
یکم: مرحله عدم استقرار و بحران ها و مشکلات داخلی ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۸
دوم: مرحله ساخت دولت، ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲
سوم: مرحله نگاه به خارج، ۱۹۹۲ تا کنون
عبدالله نفیسی علت طولانی شدن مرحله نخست تا استقرار انقلاب را آغازجنگ از طرف عراق می داند. تعبیر او دقیقاً این است: « انّ مرحلة الاولي طالت اكثر من المراحل الاخري و ذلك لسببين: الحرب التي شَنَّها العراق علي الجمهورية الجديدة و التاييد العربي غير مشروط للعراق و بالاخص تاييد دول مجلس التعاون الخليجي» (۳۳)
مرحله نخست از دیگر مراحل بیشتر به طول انجامید. این امر دو دلیل مشخص داشت. حمله ای که عراق علیه جمهوری نوین آغاز کرد و حمایت بی قید و شرطی که کشورهای عربی به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج نسبت به عراق داشتند.
برای تحقق اهداف عراق یا دقیق تر رژیم صدام، بلکه شخص صدام حسین که از بعد شخصیتی به روایت همکاران نظامی و سیاسی اش تلفیقی از هیتلر و استالین بود؛ جنگ برای آغاز و تداوم نیاز به «ایده یا نظریه» و «شعار» داشت.
صدام برای این که تبدیل به رهبر عربی منطقه ای و یا رهبر جهان عرب بشود، می بایست در نبردی پیروز شود. بدون نبرد او نمی توانست چهره ای تاریخی پیدا کند. چنان که صلاح الدین ایوبی با جنگ های صلیبی ماندگار شد. جمال عبدالناصر نیز می خواست با جنگ، نامش تاریخی و جاودانه شود. صدام حسین نمی توانست با نبرد در برابر اسرائیل به چنان مدعایی دست یابد. تنها مورد ایران بود. برای تقابل با ایران می بایست جنگ: عرب در برابر فارس و اسلام در برابر مجوس شعار اصلی جنگ باشد. نام جنگ هم قادسیه انتخاب شد. منتها این بار قادسیه صدام بود، که قادسیه عمربن خطاب خلیفه دوم را تداعی می کرد، که فاتح ایران ساسانی بود. برای این منظور می بایست کتاب های بسیار و مقالات متعدد نوشته شود. شاعران شعر بسرایند. نمایشنامه بنویسند. تا نشان دهند صدام قهرمان نماینده عرب و اسلام بود که علیه فارس های مجوس می جنگید.
فهمی هویدی روزنامه نگار مصری که در واقع به دلیل نوشتن چند کتاب در باره ایران، تبدیل به کارشناس امور ایران در جهان عرب شده است. در کتاب « ازمة الخليج، العرب و ايران، وهم الصراع وهم الوفاق» به فضا سازی فرهنگی، تبلیغاتی روانی اشاره کرده است.
۱۱۵ کتاب علیه ایران منتشر شد. بعضی کتاب ها به سرعت تجدید چاپ شد. مثلا کتاب « الاسلام و الوثنیه» نوشته عبدالله العظیمی نویسنده سعودی که در سال ۱۹۳۷ منتشر شده بود، در سال ۱۹۸۲ تجدید چاپ شد. ابوالحسن الندوی در هند کتاب « صورتان متضادتان عند اهل السنة و الشيعة الامامية » را در سال ۱۹۸۴منتشر كرد. تقریبا تمامی کتاب های ضد شیعه احسان الهی ظهیر (۱۹۴۱- ۱۹۸۷) در دوران جنگ عراق و ایران تجدید تجدیدچاپ یا نوشته شد. به عنوان نمونه هر دو کتاب «الشیعه و القران » و « الشیعه و اهل البیت» در سال ۱۳۶۰ نوشته و منتشر شدند. وقتی در حادثه ای در لاهور احسان الهی ظهیر مجروح شد، با هواپیمای اختصاصی عربستان او را به بیمارستان نظامی در ریاض بردند. مدتی بعد در ریاض درگذشت و در بقیع دفن شد. هر وقت برای حج و یا عمره به مکه و مدینه مشرف بودم، می دیدم که کتاب های او به فراوانی و با قیمت بسیار ارزان در دسترس مسلمانان سراسر جهان قرار می دهند. پیام کتاب ها همان شعار صدام بود. ایرانیان مجوس اند و شیعیان رافضی و خارج از دیانت اسلامی و به قرآن باور ندارند.
وقتی فهمی هویدی کتاب « ایران من الداخل» را نوشت و با نگاهی همدلانه و مدافعانه از ایران و شیعه سخن گفت. از دشوارهای نوشتن و نشر کتابی که مثل شنا بر خلاف جریان آب بود می نویسد: نمی شد به این حقیقت اشاره کرد که عراق آغازگر جنگ و متجاوز و معتدی بوده است. « کان من المحظور الاشارة الي انّ العراق هو الذي بدا الحرب ضد ايران» زیرا پایتخت های عربی همه مدافع عراق بودند. بعد از آن که ارتش عراق، کویت را اشغال کرد، همگی به یاد جنایت های صدام و تجاوز او به کشور همسایه مسلمان و ایران عزیز افتادند! شجاعت این نیست که وقتی چراغ سبز می دهند، شما به حقیقت اشاره کنید. شجاعت وقتی است که در وقت نشان دادن چراغ قرمز شما از حقیقت بگویید. در زمان انتشار کتاب که هنوز جنگ به پایان نرسیده بود و عراق اشغال کویت را آغاز نکرده بود و پرده ها نیفتاده بود. (۳۴) جلو توزیع کتاب را در کشورهای عربی گرفتند! البته فهمی هویدی نوشته است، به مصداق: « کل ممنوع مرغوب!» کتاب او مورد استقبال مسلمانان قرار گرفت. (۳۵)

پی نوشت:
********
(۳۳) عبدالله النفیسی، ایران و الخلیج، دیالکتیک الدمج و النبذ، ص ۷
(۳۴) فهمی هویدی، ایران من الداخل، قاهره، موسسه الاهرام، ۱۹۸۷،
ص ۵تا۷
(۳۵) همان، ص ۴۲۰

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)