نقد « تحریف مدرن» اندیشه و سلوک امام خمینی (۲۱)



و - روایت مجید رعد الحمدانی از چگونگی حمله عراق به ایران

بدیهی است کشوری که حمله را آغاز می کند. از مدت ها پیش از حمله، آمادگی های نظامی، رزمی و تدارکاتی خود را انجام داده است. با کشورهای هم پیمان هماهنگ کرده است. اهداف جنگ را تدوین کرده است. از توانایی دشمن برای مقابله و یا مقاومت تصور یا تصویری دارد. رژیم عراق ظاهرا به همه این موارد توجه کرده بود. صدام گمان می کرد، ایران در برابر حمله برق آسای هوایی و زمینی عراق تسلیم می شود. عراق با دست برتر در جنگ، اعلام آتش بس می کند و ایران ناگزیر از پذیرش اتش بس خواهد بود. عراق به اهداف چند گانه خود می رسد.
ژنرال حمدانی در کتاب « معارک الجیش العراقی الکبری من عام ۱۹۷۳ الی عام ۲۰۰۳» در فصل مربوط به جنگ عراق و ایران، اطلاعات با ارزشی در باره شیوه و گستره و عمق حمله عراق به خاک ایران شرح داده است. اهمیت شرح و بسط او این است، که او به عنوان یک فرمانده نظامی بعثی عراقی سخن می گوید. به صراحت می گوید: «ارتش ما مساحتی از سرزمین ایران را که دوبرابر خاک لبنان بود، تصرف کردند.» (۱) دو برابر مساحت لبنان یعنی حدود ۲۱ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران توسظ قوای متجاوز ارتش بعثی عراق اشغال شده بود. حمدانی به بیان مختصات سرزمین های اشغالی ایران، نواحی کوهستانی، رودخانه ها و سرچشمه های آب، دشت ها و مزارع و مناطق جنگلی کوهستانی، و اشغال شهر های متعدد اشاره کرده است. وقتی ارتشی با این گسترد گی و ژرفا وارد خاک کشور همسایه می شود، طبیعتاً او حمله را آغاز کرده است. از دستاوردهای او، یعنی اشغال سرزمین دیگری می توان استنباط کرد که طرف مقابل و یا ـ دشمن بر حسب اصطلاحات مرسوم دوران جنگ - توان دفاع نداشته است. چنان که یک قاعده کلاسیک رزمی می گوید، وقتی حمله کن، که نیرو ها و امکانات ارتش تو، دست کم دوبرابر توانایی رزمی و نفرات دشمن باشد. پیداست ژنرال حمدانی دچار تنگنا و یا تناقض تفسیر و تحلیل جنگ شده است. از سویی تمامی مختصات حمله، نشان می دهد که عراق جنگ را آغاز کرده است. این آغاز گری هم در حمله هوایی به ایران آشکار است و هم در حمله زمینی.
۱۴۰ هواپیمای بمب افکن و جنگی عراق به ۱۱ پایگاه و فرودگاه ایران در ساعت ۱۲ ظهر روز ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ حمله می کنند. البته حمدانی اشاره می کند که قرار بوده است یا فرض این بوده است که با چنین حمله گسترده و برق آسایی هواپیماهای جنگی ایران در پایگاه ها و فرودگاه ها به شیوه جنگ اسرائیل در سال ۱۹۶۷ نابود می شوند. و جنگ هم شش یا هفت روزه یا حداکثر ظرف ۴ تا ۶ هفته، تمام شود. در واقع همان استراتژی جنگی که سون تزو در کتاب هنر جنگ توصیه کرده است. حمله صاعقه وار و رعد آسا! سون تزو نوشته است:
« وقتی که صدای رعد بر می خیزد برای بستن گوش ها دیر شده است، حتی اگر دشمن ما را کشف کند، در حالتی نیست که فوراً و ابتدا به ساکن بتواند برای متوقف کردن ما طرح بریزد و نقشه بکشد. بنا براین مسلماً مامی توانیم بر او مسلط شویم.» (۲)
بدیهی است کشوری که خود را آماده کرده است که با حمله ای صاعقه وار و رعد اسا دشمن را از پای درآورد، او جنگ را آغاز می کند. به اصطلاح قضیه ای است که قیاس ان با خودش می باشد.
حمله زمینی در سه محور و منطقه انجام می شود:
یکم: سپاه دوم به فرماندهی سرلشکر عبداللطیف الحدیثی در منطقه خانقین با چهار لشکر، لشکرهای ۴ و ۶ و ۸ و ۱۲ مأموریت داشت تا از پنج محور تا عمق خاک ایران به شرح زیر نفوذ می کند:
الف: محور خانقین: المنذریه- مرز بین المللی- قصر شیرین - سر پل ذهاب.
فاصله مرز خسروی تا قصر شیرین ۲۰ کیلومتر و فاصله قصر شیرین تا سر پل ذهاب ۳۱ کیلومتر است، یعنی در این محور عملیاتی شمالی، لشکر عراقی عمل کننده می بایست تا ۵۱ کیلومتر وارد خاک ایران بشود.
ب - محور خانقین: جبل بقجه - نفط خانه - مرز بین المللی - نفت شاه - سومار - گیلان غرب
ج - محور خانقین: زین القوس - مرز بین المللی - جای حمام- کولینا - امام حسن - گیلان غرب
د - محور مندلی: مرز بین المللی - سومار - داراوان - گیلان غرب
چنان که از محور عملیات پیداست، شهرهای قصر شیرین و سومار و گسلان غزب و روستاهای بی شمار منطقه به اشغال ارتش عراق در می آمد.

دوم: سپاه سوم به فرماندهی سرلشکر اسماعیل تایه النعیمی، در محور عماره با ۵ لشکر، لشکرهای ۱ و ۳ و ۵ و ۹ و ۱۰ در محور های زیر عمل کرد:
الف - محور عماره: فکه - مرز بین المللی - نهر دویرج - رقابیه - عین خوش - شوش - دزفول
ب - محور عماره: الشیب - هور الحویزه - مرز بین المللی - خفاجیه - نهر کرخه
د - محور بصره: شلمچه - مرز بین المللی - خرمشهر - کارون - مسجد سلیمان
ه - محور بصره: عتبه - شلمچه - خرمشهر - کارون - بهمن شیر - آبادان


سوم: سپاه اول، به فرماندهی سرلشکر نعمة المحیاوی در محور شمال، مأموریت داشت تا در برابر هر اتفاق ناگهانی آمادگی داشته باشد. ارتش عراق به اکثر اهداف نظامی اش دست یافت، تعداد زیادی از ایرانیان را کشت و اسیر گرفت. مقادیر بسیاری اسلحه و ادوات جنگی را غنیمت گرفت. و در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۳۵۹ برابر با ۴/ ۱۰/ ۱۹۸۰ عراق پیشنهاد شورای امنیت سازمان ملل مبتنی بر آتش بس را پذیرفت. اما ایران رد کرد. (۳)
دلیل ردّ پیشنهاد اتش بس از سوی ایران روشن بود. عراق به تعبیر ژنرال حمدانی بیش از دوبرابر سرزمین لبنان، از خاک ایران را اشغال کرده بود. صدام می خهواست شراسط خود را به عنوان پیروز جنگ بر ایران به عنوان طرف شکست خورده، که سرزمینش اشغال شده و تعداد قابل توجهی از سربازان و نظامیانش به اسیری گرفته شده اند. تسلیم شرایط عراق شود.
با چنين تداركات و دامنه رزم و اشغال خاك ايران، چگونه مي توان عراق را آغاز گر جنگ ندانست؟ در اينجاست كه واژه ها به یاری ژنرال حمدانی امده اند. البته ایشان به این گونه واژه پردازی در کتاب قبل ان یغادرنا التاریخ که در سال ۲۰۰۷ منتشر شده است، نپرداخته اند. پنج سال بعد و اشتغال در مرکز مطالعات نظامی در اردن، فرصت داشته اند تا در کتاب جدیدشان« معارک العراقی الکبری» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است، این عنوان را برای مرحله نخست جنگ عراق با ایران انتخاب کرده اند:
(المرحلة الاولي، التعرض الوقائي للقوات العراقية من ۲۲/ ۹ / ۱۹۸۰الی ۱۹۸۱/۴/۱) برابر با ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ تا ۱۴ دی ماه ۱۳۵۹
تأکیدم بر تعبیر« تعرض الوقائی » است. می پذیرد که عراق به خاک کشور همسایه تعرض و تجاوز کرده است، اما این تعرض و تجاوز را بازدارنده و پیشگیرنده می داند. یعنی اگر عراق تعرض نمی کرد، ایران به مرزهای عراق تجاوز می کرد و سرزمین عراق را اشغال می کرد.
به تعبیر برنارد شاو، برای این که بکارتش محفوظ بماند دست به تجاوز زد! یا همین تعبیر مسخره ای که ما به خاطر صلح می جنگیم. مدام این مضمون را در گوش ملت عراق مکرر خواندند، که ایران می خواهد به عراق تجاوز کند و خاک عراق را بگیرد. در سال سوم جنگ، صدام که به جبهه رفته بود و با نظامیان عراقی سخن می گفت. به سربازان و نظامیان که از حال و هوایشان پیداست، از توده های ساده مردمند، چون با شعار و رقص و هلهله اصلا مجال حرف زدن به صدام نمی دهند، در لا به لای شلوغ بازار آنها صدام می گوید: « ایرانی ها می خواهند عراق را اشغال کنند، تا عراق جزو املاک ان ها باشد. ایرانی ها می خواهند، به گردن شما زنجیر بیندازند و شما ها را به تهران ببرند. اما خداوند سرنوشت ایرانیان را ذلت و نابودی و سرنوشت عراق را عزت و آبادانی قرار داده است. زیرا ما بر حقیم و ایرانیان بر باطلند.» (۴)
سربازان هم با هلهله فرياد مي زدند: « بالّروح بالدّم نُفديك يا صدام. عاش قائدُ الامْة العربية»
»روح و خون مان فدای تو ای صدام! زنده باد رهبر امت عرب.»
عنوان رهبر امت عرب، یکی از همان تعابیر متملقانه ای بود که یاسر عرفات توی ذهن صدام و بر زبان مردم عراق نهاد. او هر وقت با صدام صحبت می کرد، می گفت: «سیدی و قائدی! و قائد الامة العربية» صدام این تعابیر را می پسندید و سرچشمه سخاوتش نسبت به عرفات می جوشید. روزی عرفات به او گفته بود: « تو و من سوار اسبان سفید به بیت المقدس می رویم. تو مثل صلاح الدین قدس را آزاد می کنی!»
برای شرکت در مراسم سوزاندن پیکر راجیو گاندی در ارديبهشت ماه ۱۳۷۰به دهلی رفته بودم. عرفات هم آمده بود. هیأت ها در سطح سران کشورها، نخست وزیران و یا معاونان رئیس جمهور بودند. اتفاقا صندلی من در مراسم بسیار طولانی سوزاندن پیکر گاندی کنار صندلی دن کوئل معاون رئیس جمهور آمریکا جرج بوش پدر بود. همراه من از تشریفات وزارت خارجه هند، جوان هندوی با محبت و هوشمندی بود. دو بطری کوچک آب به من داده بود. دن کوئل زیر برق آفتاب تشنه اش شده بود. دید دارم اب می نوشم. گوشه دستمالم را نم زدم و به صورتم کشیدم. درجه حرارت نزدیك ۵۰ درجه بود. گفتم من یک بطری اب اضافی دارم. می خواهید؟ لبخند زد و گفت من اجازه ندارم از کسی آب بگیرم. محافظانم باید تهیه کنند. یاسر عرفات در کنار نجیب الله رئیس جمهور افغانستان ردیف جلو بودند. بطری آب را به عرفات دادم با عرفات سلام و علیک کردم. گفت شب می آیم اتاقت حرف بزنیم. گفتم من بایست بیایم. گفت نه! آمد. به او گفتم تعبیر رهبر امت عرب که برای صدام به کار می بری او را دچار سوء تفاهم کرده است. نمی بایست شما به عنوان فلسطینی ها در اشغال کویت طرف صدام را بگیرید. استراتژی بسیار اشتباه است. گفت:« صدام به من قول داده بود که اسرائیل را نابود می کند. نصف اسرائیل را آتش می زند. صدام به من گفت بمبی دارد که همه کشور ها حتی امریکا از بمب او می ترسند!» بعید به نظر می رسید که هفت خط کارکشته ای مثل عرفات سخن صدام را باور کرده باشد. شاید هم صدام حسین سخن حسین کامل را باور کرده بوده است!
پی نوشت:
*****
(۱) سون تزو، هنر جنگ، ترجمه حسن حبیبی، تهران انتشارات قلم، ۱۳۶۴ ، ص ۳۸
(۲) مجید رعد الحمدانی، معارک الجیش العراقی الکبری من عام ۱۹۷۳ الی عام ۲۰۰۳، عمان، دار آمنة للنشر و الوزيع، ۲۰۱۳ ص ۹۲
(۳) همان، ص ۹۴ تا ۹۶

(۴) https://www.youtube.com/watch?v=yJC8f-hXAxM
« تكتب عليهم الذله و يكتب لهم الفناء و تكتب لکم العزه لانكم علي الحق و انهم علي الباطل و لكن كانوا مع الاسف مطيه الاجنبي
يريدون ان تكون العراق ضيعة تابع لبلاد الفارس و يرسلونكم بالسلاسل علي اغلالكم الي تهران »

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)