شعشعه مناجات شعبانیه (۱)

بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

مناجات شعبانیه، در یک کلام پرتو شعشعه ذات است! نقش پرند پروازِ انسانِ کاملِ منقطع، تا قاب قوسین او ادنی است. کلمات امیرمؤمنان، چه بر زبان او بگردد، مثل خطبه ها و حکمت ها و تمثیل ها، و چه بر قلم او جاری شود، مثل نامه ها، کلام و کلماتی است، فروتر از سخن خالق و ورای سخن مخلوق، همان گونه که امام علی در پیروی از محمد مصطفی صلوات الله علیه، اشاره می کند که: « انّی اَری نُور الوَحی و اَشُّمُ رِیحَ النُبُوّه» (۱) : « من روشنایی وحی را می بینم و بوی پیامبری به مشامم می رسد.» آن روشنایی و بوی خوش در کلمات امام علی علیه السلام جاری است.
کس ندیدست ز مشک ختن و نافه چین
آنچه من هر سحر از باد صبا می بینم
(حافظ)
درخشش بارقه وحی در کلام امیرمؤمنان و عطر نبوت، موجب شده است که ابن ابی الحدید شارح ممتاز نهج البلاغه، به داوری مثال زدنی دست یابد: « در فصاحت؟ امام علیه السلام پیشوای فصاحت است و سرور بلیغان است. در باره سخن او گفته شده است، از سخن خداوند فروتر و از سخن بشر فراتر است.» (۲)
شاید این بیت که در باره سخن امام علی (ع) سروده شده است به همین مضمون نظر دارد:
کلامُ علیٍّ کلامُ علیّ
و ما قالَهُ المُرتَضی مُرتَضی
سخن علی، سخن علی است. علی به معنای برتر و متعالی، و آنچه مرتضی( امام علی) گفته است، مرتضی است. برگزیده و ممتاز است. واقعیت این است که نهج البلاغه از همین زاویه بزرگان زبان و ادب عربی را جذب کرده است. بدیهی است که جرج جرداق مسیحی و یا طه حسین و عبدالرحمن شرقاوی به عنوان ادیب و شاعر وقتی با کلام امام علی روبرو شده اند. درخشانترین تعابیر را برای سخن امام به کار برده اند. این شیدایی و دلدادگی حتا موجب شد، بعد از انتشار کتاب « علی و بنوه» که جلد دوم کتاب « الفتنه الکبری» طه حسین بود، عده ای طه حسین را به گرایش به شیعه متهم کردند! گویی یادشان رفته بود که امام شافعی در وصف امام علی سروده است:
و مات الشافعی و لیس یدری
علی ربه ام ربه الله!
شافعی از جهان رفت و ندانست، که خدای او علی ست یا خداوند پروردگار! پیداست که سخن مبالغه آمیز است، اما نشانی از شیفتگی و شیدایی را در بر دارد.
جاحظ در کتاب « البیان و التبیین» هر هنگام به سخنی از امام علی اشاره می کند و یا بخشی از خطبه ای را روایت می کند. نمی تواند از بیان شیفتگی و تحسین خویش خودداری کند و سر و دستار نداند که کدام اندازد! وقتی این حکمت امام علی را روایت می کند: « و قِیْمَةُ کُلُّ اِمْرِئٍ ما یُحْسِنُه ، ارزش هر انسانی، همانی است، که نیکو می انگارد.» نوشته است:
« اگر در اين كتاب، تنها به همين جمله می پرداختم، بسنده بود، کتاب کامل بود. بیش از کفایت بود! زیباترین و بهترین سخن، سخنی است که در واژگانی اندک، بیشترین معانی را در خود جمع کرده باشد. خداوند متعال، از جلال خود جامه ای و از روشنای حکمت خود پوششی بر کلام علی آراسته و پوشانده است. این جلال و شکوه و درخشندگی حکمت، به اعتبار محبتی است که از جان علی می جوشد، و پرواپیشگی که شیوه او بود. » (۳)
امام علی (ع) خود می دانسته است که سخن او در چه پایه بلندی قرار گرفته است، تعبیری برای خویش و خاندان خود در امر سخن به کار برده است، که حدیث نعمت خداوندی است: « ما اميران سخنيم! ريشه هاي سخن از جان ما مي رويد، و شاخسار سخن بر ما گسترده می شود.» (۴)
در این نوشته، باور دارم که مناجات شعبانیه یا دعای امیرالمؤمنین، چنانگه در متون متقدم، مثل «اقبال الاعمال» سید بن طاووس و «بحارالانوار» علامه مجلسی آمده است، نمونه متعالی از سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام است. اگر ما به عنوان شیعه، افزون بر قرآن مجید که رکن و گوهر تمام معارف اسلامی است، تنها همین مناجات شعبانیه را داشتیم، از عهده به شایستگی بر می آمدیم. که آن راه و روشی که توحید را و شیدایی نسبت به خداوند متعال را با چنین واژگان و دریای معانی تبیین می کند، شیوه ای است که هم خرد را خرسند می کند و هم به دل و جان طمأنینه و آرامش می بخشد. مناجات شعبانیه بال های نیرومند پرواز تا عزّ قدس ملکوت است. قرآن صاعد است، ما را تا بی سو می کشاند و می برد، تا آنجا که:
بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند


پی نوشت:
*******
(۱) نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲
(۲) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ( بیروت، داراحیاء کتب العربیه، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹ م) ج ۱ ص ۲۴
(۳) جاحظ، البیان و التبیین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، (قاهره، مکتبه الخانجی، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م) ج۱ ص ۸۳
( ۴) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۳ ص ۱۱ تا ۱۵ ( شرح خطبه ۲۲۸ در شرح ابن ابی الحدید، این خطبه با شماره ۲۳۳ در ترجمه سید جعفرشهیدی، علی اصغر فقیهی)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)