شعشعه مناجات شعبانیه (۳)

دل به اميد صدایی که مگر در تو رسد…
الّلهُمَّ…
دعا، ندا، نجوا
مناجات شعبانیه مثل دعای صباح و دعاي كميل با « اللهم » آغاز می شود. برای واژه « اللهم» چند تفسیر نحوی مطرح شده است:
یکم: به روایت مکتب نحوی بصره « اللهم» در واقع یا الله بوده است. به جای « يا» ی ندا، حرف « م» به انتهای واژه الله افزوده شده است.
دوم: مکتب نحوی کوفه، باور دارند، « م » نمی تواند به جای «یا» محذوف باشد، زیرا گاه شاهد «یا اللهم» هستیم ، مانند لامیه ابن ابی الصلت:
انّی اذا حَدَثٌ اَلَمّا
اَقُولُ « یا اَلّلهُمّ » یا اَلّلهُمّا(۱)
سوم: حرف میم به خاطر تعظیم به واژه « الله» افزوده شده است. (۲)
الله نام جامع تمامی اسامی خداوند است. اللهم، وقتی بیان می شود که می خواهیم با خدا حرف بزنیم. خدایا! مثل شعر نظامی که نسل ما در دبستان، صبحگاهان صف زده و آماده رفتن به کلاس، دسته جمعی می خواندیم:
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
اللهم» هم می تواند، دعاء باشد و هم ندا و هم نجوا. واژه « اللهم» در قرآن مجید پنج بار تکرار شده است. یک بار خداوند به پیامبر شیوه دعا کردن را آموخته است: « قل اللهم مالک الملک…» ( آل عمران/۲۶) یک بار نیز در شیوه دعای مسیح علیه السلام، شاهد « اللهم ربنا» هستیم. ( مائده/ ۱۱۴) که جهانی لطافت در این شیوه دعای مسیح موج می زند!
بهشتیان نیز در تحیت خود، در بهشت« سبحانک اللهم» می گویند. ( یونس/۱۰) در شیوه بیان پیامبر اسلام، می توان گفت که « اللهم» به عنوان تکیه کلام در ابتدای بسیاری از احادیث ایشان استفاده شده است. ابن عباس روايت كرده است، نيمه شبان كه پیامبر برای نماز شب بر می خاست، می گفت: « اللهم لک الحمد.» (۳)
آخرین کلماتی که پیش از رحلت بر زبان پیامبر جاری شد. یعنی زمزمه او پیش ار پرواز، این عبارت بود: « اللهم الرفیق الاعلی» ( ۴)
امام علی (ع) در نهج البلاغه، « اللهم» را ۲۲ بار به کار برده اند. در دعای کمیل نیز اللهم مکرر مطرح شده است.
سه مفهوم دعا و ندا و نجوا چنان که برخی بزرگان پنداشته اند، به یک معنی نیستند، تکرار و تفنن هم نیست. در مناجات شعبانيه واژه تکراری نداریم. واژه الهی ۴۴ بار به ظاهر تکرار شده است، در هر مورد معنای ویژه متناسب با مضمون دعا و یا ندا و یا نجوا و نيز منطومه معاني كه بعد از « الهی» مطرح شده است، دارد. در هر مورد می توان نسبت بین «الهی» را با توجه به منظومه معاني با اسماء حسنای خداوند متعال شناسایی کرد. همان گونه که « بسم الله الرحمن الرحیم» هر سوره قرآن مجید، در حقیقت متناسب با همان سوره معنای حقیقی خود را پیدا می کند.
هر واژه مرتبت و ساحت و درجه خود را داراست. دعا، به معنای خواستن است، این خواستن می تواند با کلام یا با اشاره بیان شود. گاه سکوت هم دعاء است. به تعبیر مولانا جلال الدین بلخی:
من گروهی می شناسم ز اولیا
که زبانشان بسته باشد از دعا
ندا مرتبه ای فراتر از دعاست. هنگامی است که داعی بی تاب شده است. فریاد می زند، يا حتي مثل زكريا زمزمه مي كند:
« اذ نادي ربه ندائً خفيا» ( مریم، آیه ۳)معشوق را در افق نزدیک نمی بیند. می خواهد معشوق صدای او یا آوای او را بشنود.
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
ناله و ندیه و مویه با کلام یا بی کلام، وقتی طنین پیدا می کند، نامش نداست. وقتی داعی یا عاشق یا محب خداوند احساس می کند، که صدای او شنیده شده است. خواهان نجواست. از خداوند می خواهد که به او روی بنماید. « بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست!»
انسان غیر از دعا چیزی ندارد! « لا یَمْلِکُ اِلَّا الدُّعاء» ( دعای کمیل) آنچه را که گمان می کند، داراست اعتباری و گذراست؛ دعا امری حقیقی و در نسبت با حقیقت هویت انسانی است. در سوره فرقان، مخاطب آیه منکران و مشرکان و تکذیب کنندگان پیامبرند، لکن ایه به نکته کلیدی بسیار مهمی در باره دعا اشاره کرده است. تعبیر امیرمؤمنان در دعای کمیل، در حقیقت جلوه ای از همین آیه است:
« قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ …» ( الفرقان، ۷۷)
بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‌كند.» زمخشری ( د، ۵۳۸ق) بی اعتنایی را به بی بهرگی از اهلیت، و دعاء را عبادت تفسیر کرده است. (يعني أنّكم لا تَسْتَأهِلُونَ شَيْئاً مِنَ العِبْء بِكُمْ لولا عبادتكم) بدون دعاء انسان اهلیت پیدا نمی کند. واژه « عِبْء» به معنای ثقل و وزن است. انسانی که اهلیّت ندارد، اعتباری نخواهد داشت، وزنی ندارد. این واژه تنها یک بار در قرآن مجید در نسبت با دعا مطرح شده است. در نهج البلاغه امیرمؤمنان صورت های مختلف این واژه ديده مي شود.
یکی از منظومه های معانی ممتاز مناجات شعبانیه موضوع اهلیت است. که در فراز مستقلی به آن اشاره شده است. تفسیر زمخشری که دعاء را عبادت خوانده است، از مضمون حدیثی از پیامبر اسلام (ص) گرفته شده است.« الدعاء عبادة » در كتاب الدعاء اصول كافي زُراره، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است، كه دعاء را با فضيلت ترين عبادت خوانده اند. (۵)

پی نوشت:
********

(۱) محمد بن محمد حسن شرّاب، شرح الشواهد الشعریة في اُمّات الكتب النحوية، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۲۷/ ۲۰۰۷، ج ۳، ص ۵۴، شماره ۱۲۲
(۲) عزیزه فوال بابستی، المفصل فی نحو العربی، بیروت، دارالکتب العلمية ، ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲) ص ۱۰۸۴
(۳) امام محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، تحقیق خلیل مامون شیحا، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۳۵/۲۰۱۴، ص ۱۵۶۱، حدیث شماره۶۳۱۷
ونیز:
اللهم انت ربی، حدیث شماره۶۳۲۳
باسمک اللهم، حدیث شماره ۶۳۲۴
(۴) همان، ص ۱۱۰۶، باب آخر ما تکلم به النبی (ص)
حدیث شماره ۴۴۶۳
(۵) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، مرکز بحوث دارالحدیث، (قم، دارالحدیث، ۱۳۸۷ خورشیدی) ص ۲۹۷

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)