افغانستان، شکست امپراتوری؟ (۵۹)


پانزدهم: در سخنرانی « استیت او یونیون» در دوم فوریه سال ۲۰۰۵، یعنی نخستین سال دور دوم ریاست جمهوری جرج بوش، و نزدیک به سه سال و نیم پس از اشغال افغانستان، جرج بوش نکات بسیار قابل توجهی را در سخنرانی اش- که مهمترین سخنرانی سالانه رئیس جمهوری آمریکاست، مطرح کرده است:
« کشور ما همچنان هدف حمله تروریست هاست، که می خواهند بسیاری را بکشند، می خواهند همه ما را بترسانند. ما می بایست در موضع تهاجمی مان باقی بمانیم، تا در جنگ پیروز شویم… من از کنگره سپاسگزارم که منابع لازم را برای تامین نیازهای نیروهای نظامی ما فراهم کرده است. ما بایست نیروهای نظامی مان را حمایت کنیم، تا پیروز شوند.» (۶۰)
در این سخنرانی در بعد مسائل جهانی، توجه جرج بوش به عراق است و کمتر به افغانستان پرداخته است. البته مطابق رویه برای ایران هم دندان تیز کرده و گفته است: « همراه با هم پیمانان اروپایی، همکاری می کند تا ایران از غنی سازی اورانیوم و فراوری پلوتونیم صرف نظر کند.» بدیهی است که ایران صرف نظر نکرد، جرج بوش و اوباما و ترامپ هم رفتند. ایران باقی ماند با مواضعی روشن و در موضع حمایت از اقتدار ملی و ایفای نقش در امنیت منطقه ای.
اقرار جرج بوش به این نکته که هنوز نیروهای امریکایی به بودجه و امکانات نیاز دارند، هنوز خطر رفع نشده، ممکن است عده زیادی کشته شوند، می خواهند ما را بترسانند! همه نشانه هایی است که آن پیروزی که آمریکا گمان می کرد، به دست نیامده بود. اشغال یک سرزمین و ساقط کردن رژیم، غیر از مسلط شدن بر کشور اشغال شده است. دولت و ارتش و اطلاعات ارتش آمریکا، از مرحله مابعد اشغال تصور روشنی نداشتند. نمی دانستند که جنگ طولانی مدت چه بر سر آمریکا می آورد. چنانکه می دانیم، بخش عمده هزینه های جنگ را دولت آمریکا از طریق استقراض تأمین کرد. دیک چنی با صراحت در سال ۲۰۰۴ گفت: «استقراض اصلا مسأله ای نیست!» (۶۱)
حق با دیک چنی است! هزینه دویا سه هزار میلیاردی جنگ افغانستان، و هزینه بیش از شش هزار میلیارد دلاری «جنگ جهانی علیه تروریسم» به رهبری و ابتکار و سناریوی آمریکا، اگر دقیقا از حیث منابع تأمین مالی و شیوه هزینه سنجیده شود، به این نتیجه روشن خواهیم رسید. که به تعبیر دیک چنی استقراض مسأله ای نیست. آمریکا هر مقدار بخواهد پول و شبه پول وارد بازار جهانی می کند. هر مقدار بخواهد دلار چاپ می کند. رابطه دلار با طلا را هم که ریچارد نیکسون متقلب در تاریخ ۱۵ اوت ۱۹۷۱، با اقدام « شوک نیکسون» معاهده برتون-وودز را به شکل یک جانبه از سوی آمریکا فسخ کرد و در واقع اعلام شد که آمریکا دیگر برای دلار به پشتوانه طلا، متعهد نیست. یعنی هر مقدار بخواهد دلار چاپ می کند و وارد بازار جهان می نماید. اما!؟ اگر همه این سناریوها و هزینه ها به پیروزی نینجامید و بعد از بیست سال اشغال، آمریکا با رسوایی و سرافکندگی از افغانستان گریخت، دیگر استقراض تبدیل به مسأله خواهد شد. چنان که ژرژ مارشال، رئیس سابق ستاد ارتش آمریکا باور داشت، طولانی شدن جنگ نه تنها موجب ورشکستگی اقتصادی می شود، بلکه، باعث بی اعتمادی مردم به نهادهای دموکراتیک خواهد شد. این تعبیر معنی دار را هم ژرژ مارشال به کار برده است: « جنگ برای دموکراسی که نباید طول بکشد!» (۶۲)


پی نوشت:
******

(60) Ibid, P 287
(61) Benjamin D. Hopkins, The war that destroyed America: Afghanistan’s coming bill
Critical Asian Studies
2021, VOL. 53, NO. 1, P149
(62) Ibid, P 147

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)