ماه مبارك رمضان را در یابیم!


امروز، روز هفتم ماه مبارك رمضان است. تا چشم به هم بزنیم، ماه خداوند و ماه رحمت و معفرت و برکت تمام شده است و:
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجلت که ازين حاصل ایام برد
واقعیت این است، که ما کم و بیش تک ساحتی شده ایم. سیاست خود را در همه ساحت ها و عرصه ها تحمیل کرده است. هر امر ساده و هر اتفاق که در هر جای جهان می افتد. همانند جرائم و یا جنایت ها، به سرعت تفسیر سیاسی پیدا می کند و مثل گوی آتشین در ميدان اذهان می گردد، انسان ها را به خود مشغول می کند و ناگاه می بینند که عجب! امروز هفتم ماه رمضان است و: «وه که تو بی خبر از غلغل چندین جرسی»
شبيه کاریکاتور شده ایم که گاه کاریکاتوریست ها یک عضو را آنچنان در تصویر برجسته و بزرگ می کنند که دیگر اعضاء به چشم نمی آید.
ماه مبارک رمضان، ماهی است که انسان می تواند به خود بیندیشد و نه تنها سال گذشته، بلکه عمر سپری شده را بازبینی کند. ببیند و بیندیشد اگر این ماه رمضان آخرین ماه رمضان عمر او بود؟ اگر شب های قدر این ماه، آخرین شب های قدر عمر انسان بود، در دست او چه چیزی مانده است؟
به نظرم مهمترین و والاترین ميراث ماه رمضان، معرفت نسبت به قرآن مجيد است. اساسا معرفت همان گوهر وجود انسان و امری حقیقی، است، به تعبیر حافظ:
گوهر معرفت آموز که با خود ببری
که نصیب دگران است نصاب زر و سیم
گوهر معرفت، در واقع همان هويت و ارزش حقیقی انسان است. بیداری و معرفت موجب می شود که انسان خود را بشناسد. خود و شیوه رفتن و راه و مقصد را گم نکند. ارزش و اعتبار حقیقی خوش را براند که شناسه ارزش حقیقی او گوهر معرفت نسبت به خداوند متعال و خویشن است. این دو شناخت، به مثابه دو روی یک سکه اند، به تعبير قرآن مجید: «همانند آنان نباشید که خداوند را فراموش کردند، خداوند ، انان را دچار خودفراموشی کرد!» (سوره حشر/۱۹)
خداوند متعال به سليمان نبی پیامبر با شکوه و جلال گفت، هر چه از من تمنا کنی به تو عنایت می کنم، سلیمان گفت:« خداوندا به من حکمت و معرفت عطا کن!» ( كتاب مقدس، كتاب دوم تواريخ و باب اول، آیه ۱۰ تا ۱۴)
ماه مبارك رمضان، به تناسب فضا و زمان و روزه داری و عبادات و شب های مبارک قدر، فرصت نیکویی برای کسب معرفت است. هنگامی می توان از کسب معرفت و حکمت سخن گفت، که روزه داري و نماز خواندن و زمزمه دعا ها و شب زنده دار شب های احياء برایمان تبديل به عادت نشده باشد و یا بتوانیم، از قفس عادت رها شویم.
قران مجيد را که تلاوت می کنیم، در باره نسبت بین واژه ها و آیات و سوره ها و کلیت قران مجيد بیندیشیم. همان طور در باره موضوعات. تفكر و تدبر و ترتیل در باره آیات قرانی، از جمله معیارهای شناخت است. قران دریایی بی انتهاست. تلاوت متفکرانه و متدبرانه همراه با سرنهادن در برابر قرآن به تعبير جلال الدين محمد بلخی:
پیش قرآن گشت قرآنیّ و پست
تا که عین روح او قرآن شدست
در شناخت قران مجيد و کسب گوهر معرفت، می بایست، خود را به امواج آيات قران مجيد بسپریم. ببینیم قران که خود بيان و روشنگر است، چگونه روشنگری می کند. روايات و احاديث پیامبر اسلام و اهل بیت او، ستاره های راهنمایند. علامه طباطبایی سروده است:
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد
همان تفسیر را از بُعد دیگر صدرالمتالهین شیرازی در تفسیر سوره حمد و فهم حقائق و معارف الهي دارد. می گوید، ما می بایست توانایی اندیشه و ظرفیت دانش خود را بسنجیم که کجای این بحر بی منتهای معانی قرار گرفته ایم. با تکیه بر وهم نمی توان گوهر معرفت را شکار کرد. مثل عنکبوتی که در گوشه خانه تار می تند و منتظر بماند تا سيمرغ در شبکه تار او بیفتد!
*********
روزنامه اعتماد، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)