سخن ها را بشنویم!

در تفسیر آیه : اِنَّ الاِنسانَ لفی خُسر ( سوره عصر/۱) به این نکته دقيق و لطيف توجه شده است، که زیان حقیقی ، زیان در سرمايه است، که خسارت بار است، زیان در سود، قابل تحمل و جبران است، اما زیان در سرمايه، چه بسا که قابل جبران نباشد. اعتماد عمومی و امید به زندگی و داشتن چشم اندازی روشن به آینده، به ویژه برای نسل جوانی که روی به سوی آینده نزدیک و دور دارند، از مهمترین ارکان و پشتوانه های امنیت ملی و بقاء نظام و وحدت ملی و سرزمینی است. از اعتماد عمومی به عنوان سرمايه ملی، اگر همواره استفاده شود و از آن مراقبت نشود و در صدد باز آفرینی اعتماد عمومی و رفع آسیب ها و آفاتی که اعتماد عمومی را تهدید جدی می کند، اگر بر نیاییم. جامعه تاب و طاقتش ، تحليل می رود، فرسوده می شود و دیگر به توصیه حافظ :
با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
از دست می رود و جامعه مثل چنگ به خروش می آید. تجربه اعتراضات متنوعی که در شهرهای مختلف کشور، پیرو در گذشت مهسا امینی رخ داده است، در یک کلام نشان می دهد، اعتماد عمومی آسیب دیده است، بدیهی و طبیعی است، که گروه های مختلف سیاسی و نظامی که به صراحت ازخط مشی براندازی نظام جمهوری اسلامی استفاده می کنند، همواره مترصد چنین فرصت هایی بوده و هستند و خواهند بود. اما نمی توان بر این واقعیت چشم پوشید، که گاه و گاه بیشتر از گاه، به دلیل متراکم شدن بی تدبیری ها، آنها فرصت و فضای لازم را پیدا می کنند. سخن من متوجه آنان و یا تلویزیون هایی که اساسا، برای ایجاد آشوب در کشور ما طراحی شده اند، و ماهیتی امنیتی و سیاسی دارند، نیست. مخاطب مسؤولان و تصميم سازان و یا مهمتر تصميم گیرندگان است.
این مجموعه می بايست، از اعتماد عمومی حراست و مراقبت کنند. اگر اموری یا پرونده هایی در ذهن جامعه معطل ، مشکوک و بی نتیجه باقی مانده باشد، که مانده است، اعتماد عمومی آسیب می بیند. در دولت جناب آقای سید محمد خاتمی شاهد، شیوه درست، حفاظت از اعتماد عمومی بودیم. وقتی قتل های زنجیره ای توسط برخی از عناصر وزارت اطلاعات اتفاق افتاد، یک نظر این بود، که نبایست این موضوع اعلام شود. دولت و نظام آسیب می بیند. نظر دیگر این بود که می بایست با صراحت اعلام شود، تا اعتماد عمومی آسیب نبیند. در واقع بین آسیب دیدن وزارت اطلاعات و دولت و یا نظام، اعتماد عمومی ترجيح داده شد. در این ترجیح، بالمال، نظام و دولت و وزارت اطلاعات تقویت شد. بنا را بر این بگذاریم، که جامعه در مجموع یا وجدان جامعه، هوشمند تر از دولت و مسؤولان است. این نکته را وقتی مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد را داشتم بیان کردم. گفتم: «مجموعه همکاران ما در اداره کتاب، که می خواهند بر نشر کشور نظارت کنند، دانایی و دانش و تجربه شان، کمتر از نویسندگان و مترجمان است، که قرار است بر کارشان نظارت شود. یا همکاران ما در معاون سینمایی، در نسبت با کارگردانان و اهالي سینما، همین موقعیت را دارند.» از این رو نبایست گمان کرد، که می توان، با ابهام و ایهام از کنار قضایا گذشت. اگر بی اعتمادی مثل زخمی ناسور در ذهن جامعه باقی ماند، مثلا: سرانجام اسید پاشان در اصفهان به کجا انجامید؟ ماجرای زهراء کاظمی و قاضي مرتضوی، چه شد؟ چرا ستار بهشتی، در دوران بازداشت، در گذشت ؟و آخرین این ماجرا ها، در گذشت مهسا امینی است، که جامعه ملتهب ما، نشانه های عدم اعتماد را بروز می دهد. برای نخستين بار ما شاهد، مواجه خردمندانه و شایسته همه مسئولان در دولت و دستگاه قضایی و مجلس با این پدیده در گذشت مهسا امینی بودیم. رئیس جمهور با خانواده امینی صحبت کرد. رئیس قوه قضاییه وعده داد که ماجرا را با دقت پیگیری می کند. استاندار کردستان به همراه فرمانده سپاه، در مجلس ترحیم مهسا امینی در سقز شرکت کردند، نماینده رهبری در استان کردستان به خانه پدر ومادر مهسا امینی در سقز رفت، به رغم تمام این نشانه های همدردی و مسئولیت پذیری چرا جامعه آرام نشد؟ پاسخ روشن است، اعتماد عمومی آسیب دیده است. آسيب دیدگیِ اعتماد عمومی در گذار سال ها اتفاق می افتد و بی اعتمادی متراكم می شود و مثل دیواری دربرابرمان می ایستد، این دیوار بی اعتمادی به مرور زمان تراش می خورد و برچیده می شود. اقدام برخی شبکه های صدا و سیما در برگزاری مناظره های حقیقی و نه صوری و نمایشی، کاری شایسته بود. گرچه دیر است، اما موثر خواهد بود. در یک کلام، می بایست در شیوه حکمرانی، به سخن مردم گوش کرد. مثل پیامبر اسلام به روایت قرآن مجید گوش خوبی برای شنیدن صدا و سخن مردم بود. به تعبیر مرحوم محمد علی اسلامی ندوشن: « سخن ها را بشنویم!»
******
روزنامه اعتماد، شنبه ۲ مهرماه ۱۴۰۱

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)